دوزندگی معنی انگلیسی sewing stitchery واژههای انگلیسی با این معنی stitchery دوزندگي، دوخت و دوز، سوزنکاري sewing دوزندگي، دوختن پارچه لباسي، حاشيه دوزي. needlework دوزندگي، سوزن دوزي cotton sewing نخ دوزندگي، نخ خياطي sewing cotton نخ دوزندگي sewing-machine چرخ دوزندگي، ماشين خياطي sewing machine چرخ دوزندگي، چرخ خياطي sew دوختن، دوزندگي کردن، خياطي کردن fashioner خياط، درزي، دوزندگي کردن gatherer جمع کننده، چيننده، اسباب چين دادن درچرخ دوزندگي tailoring درزي گري، خياطي، جامه دوزي tailor خياط، درزي، خياطي کردن