دژ معنی انگلیسی bastion castle citadel fastness fort fortress garrison redoubt stronghold tower واژههای انگلیسی با این معنی fort دژ، قلعه، قلعه نظامي acropolis دژ، قلعه در شهرهاي قديم يونان، نام دژ معروف آتن castle دژ، قلعه، کاخ stronghold دژ، قلعه نظامي، سنگر prisidio دژ، قلعه نظامي، شهر پادگان دار fortalice دژ کوچک، قلعه کوچک disoperation دژ همکنش Ticonderoga دژ تايکاندروگا paranephros دژ پيه روي گرده، غده روي کليه casbah قلعه دژ (درافريقاي شمالي)، محله بوميهاي شهرهاي شمالي افريقا (از کلمه عربي قصبه) castellany شغل يا مقام حاکم قلعه يا دژ، کوتوالي، ارگبدي peptic gland دژ پبهي که شيره معده از آن تراوش ميکند fortress قلعه نظامي، دژ، سنگربندي کردن bastille قلعه برج وبارودار، دژ، قلعه citadel ارگ، دژ، قلعه نظامي presidio پادگان، دژ، زندان. citadal ارک، دژ، کهندز alcazar قصر، دژ.، کاخهاي شهر سويل که بعدها کاخ شاهان teratism جنين ناقص الخلقه، دژ رويان، ديو رويان postganglionic واقع در عقب عقده ي عصبي، پس دژ پيهي gurry اسهال، دژ يا قلعه کوچک. perverted کژراه، منحرف، گمراه