دیدن معنی انگلیسی behold perceive see sight watch واژههای انگلیسی با این معنی see ديدن، مشاهده کردن، نگاه کردن behold ديدن، مشاهده کردن، نظاره کردن espied ديدن، پيداکردن، کشف کردن espies ديدن، پيداکردن، کشف کردن espy ديدن، پيداکردن، کشف کردن sustain a loss ضرر ديدن، زيان بردن، خسارت ديدن provide تهيه ديدن، تدارک ديدن، مجهز کردن dreamt خواب ديدن، درخواب ديدن get hurt آزار ديدن، اذيت شدن suffer loss زيان ديدن، ضرر کردن introspect خودرا ديدن، خودرا معاينه کردن، معاينه نفس کردن dreamless عاري از خواب ديدن، بيخواب lead up تهيه مقدمات را ديدن، راهنما، مقدمه . ophthalmoscope آلت براي ديدن شبکيه، يا درون چشم oneiric وابسته به خواب ديدن، رويايي hydroscope وسيله اي براي ديدن ته دريا snow blind نابينا در اثر زياد ديدن برف hydrostat آلت الکتريکي براي يافتن يا ديدن آب، آب ياب، آب بين tallyho فرياد شکارچي هنگام ديدن روباه که از، پناهگاه بيرون دويده buck fever هيجان شکارچي تازه کار در ديدن شکار و، خطا رفتن تير lead pony اسب همراه اسب اصيل در سان ديدن بعد از، مسابقه perceivably مشاهده کردن، ديدن، دريافتن perceive مشاهده کردن، ديدن، دريافتن descried بنظراوردن، ديدن، تشخيص دادن