دیگری
معنی انگلیسی
after other
واژههای انگلیسی با این معنی
- t' other ديگري، دومي، دوم
- tother ديگري، دومي، دوم
- onother's money پول ديگري، پول شخصي ديگر
- sublet به ديگري دادن، ميان مقاطه کاران ثانوي تقسيم کردن، به قراردادچيان فرعيدادن
- one after a يکي درپي ديگري
- heteronomous پيروقانون ديگري، روينده تحت چندين قانون
- detinue نگهداري مال ديگري، غصب
- breach of close تجاوز به ملک ديگري
- common of pasturage حق چرادرزمين ديگري
- pur autre vie براي مدت عمر ديگري
- heteronomy پيروي ازقانون ديگري، انقياد، تبعيت
- vicarious authority اختيار از طرف ديگري، نمايندگي
- highbinder جاسوس يا مراقب ديگري، بپا، جاني.
- right of way حق عبوراز زمين ديگري، حق شارع
- ghostwrite بنام شخص ديگري نوشتن.
- countersignature امضاي پس ازامضاي ديگري، تصديق امضاي ديگري
- personifier مجسم کننده شخصيت ديگري.
- expotriate به کشور ديگري تبعيد کردن، تبعيد از وطن
- passing off به اسم ديگري معامله کردن
- sublease بمستاجر ديگري اجاره دادن
- transfusable قابل تزريق در جسم ديگري.
- transfusible قابل تزريق در جسم ديگري.
- survival زندگي پس از مرگ ديگري بقا، رسمي که از زمان قديم باقي مانده باشد
- allo- پيشوندي است بمعاني : ديگري، انحراف از حالت عادي، که با کلمات ديگر ترکيب ميشود