راسخ معنی انگلیسی decided firm fixed indomitable invincible strong unfailing unshakeable unwavering واژههای انگلیسی با این معنی thick and thin راسخ، ثابت قدم، با وفا willpower عزم راسخ، تصميم جدي، نيروي اراده . triumphalism ايمان راسخ و غرورآميز به صحت عقايد خود، تعصب impenetrable سوراخ نشدني، غير قابل دخول، راسخ resolute صاحب عزم، ثابت قدم، با تصميم steadied پيوسته، پيوسته و منظم، پيوسته و يکنواخت steadies پيوسته، پيوسته و منظم، پيوسته و يکنواخت steadiest پيوسته، پيوسته و منظم، پيوسته و يکنواخت steadiness پيوسته، پيوسته و منظم، پيوسته و يکنواخت steady پيوسته، پيوسته و منظم، پيوسته و يکنواخت persuasion اغوا، ترغيب، وادارسازي sturdier ستبر، تنومند، قوي هيکل sturdiest ستبر، تنومند، قوي هيکل sturdy ستبر، تنومند، قوي هيکل