رای داشتن معنی انگلیسی poll واژههای انگلیسی با این معنی have a vote حق راي داشتن shilly shally دل دل کردن، دودل بودن، ترديد راي داشتن yea and nay دل دل کردن، دو دل بودن، دو دلي pass a resolution مقرر داشتن، با راي گيري تصميم گرفتن