رختخواب معنی انگلیسی bed bedding bedroll واژههای انگلیسی با این معنی bed roll رختخواب پيچ، خاموت، آنکادره flatbed رختخواب وسيع، محل استقرار پهن و باز، داراي صفحه ي پرس افقي genial bed رختخواب يافراش عروسي curtain-lecture سرزنش زن بشوهردر رختخواب bed بستر، رختخواب، فراش doss خوابگاه، رختخواب، خوابيدن abed در بستر، به رختخواب، در رختخواب bedspread چادرشب، رختخواب پيچ، روپوش تخت خواب watch pocket جيب ساعتي، جا ساعتي که به رختخواب آويزان کنند bedclothes ملافه، لحاف، متکا