رستوران
معنی انگلیسی
chophouse restaurant snack bar tearoom
واژههای انگلیسی با این معنی
- tea shop رستوران، نهارخوري، قهوه خانه .
- eatery رستوران، خوردنگاه
- eatinghouse رستوران.
- restaurateur صاحب رستوران، مهمان خانه دار
- restauranteur صاحب رستوران، مهمانخانه دار.
- restr مخفف: رستوران
- beanery رستوران ارزان قيمت
- dining car واگن رستوران قطار.
- steakhouse رستوران ويژه ي استيک، استيک فروشي
- rathskeller رستوران و آبجو فروشي
- trattoria رستوران کوچک و ارزان
- restaurant رستوران :مهمان خانه اي که درانجاخوراک، ميخورند
- short order (در رستوران) خوراکي که زود مهيا ميشود.
- juke joint رستوران کوچکي که خوراک ارزان داشته و نيز، صفحات گرامافون را با انداختن پول دراسباب، خودکار ميزند.
- luncheonette رستوران يا محلي که غذاهاي مختصر و سبک را، مي فروشد.
- carryout وابسته به غذا که از رستوران به منزل ميبرند
- eating-house خوراک پزخانه، رستوران
- chop-house خوراک خانه، رستوران
- cafe قهوه خانه، رستوران
- coffee shop قهوه خانه، رستوران.
- tearoom اتاق چاي، رستوران کوچک ودنج مخصوص نسوان.
- dumbwaiter آسانسور غذا بر، گاري تاقچه دار، رستوران سيار
- canteen قمقمه، جعبه سفري با لوازم خوراک پزي، فروشگاه يا رستوران