رقابت کردن معنی انگلیسی compete contend emulate match rival vie واژههای انگلیسی با این معنی compete رقابت کردن، همکاري کردن، هم چشمي کردن price taker قيمت را داده شده فرض کردن (در رقابت) vie چشم هم چشمي کردن، رقابت کردن corrival هم چشمي کردن با، رقابت کردن با، برابري کردن با emulate هم چشمي کردن با، رقابت کردن با، برابري جستن با contend ستيزه کردن، مشاجره کردن، مجادله کردن tiffing ستيزه کردن، مشاجره کردن، مجادله کردن vid ببين، رجوع شود به، چشم و هم چشمي antagonize مخالفت کردن، ضديت کردن، ستيزه کردن contest همکاري، مسابقه، رقابت sturt حيرت زده کردن، ازار دادن، رقابت.