رها شدن معنی انگلیسی dislodge واژههای انگلیسی با این معنی go adrift رها شدن، ول شدن (دريايي) unfetter از قيد رها شدن، از زنجيرازاد شدن. unbend باز کردن، رها کردن، شل کردن unbent باز کردن، رها کردن، شل کردن uncouple جدا کردن، رها کردن، از قلا ده باز کردن untruss رها کردن، در آوردن، لباس در آوردن