رهسپار معنی انگلیسی outbound pilgrim واژههای انگلیسی با این معنی outbound رهسپار دريا، عازم ناحيه دور دست. proceed (پيش) رفتن، رهسپار شدن، عمل کردن foot passenger مسافر پياده، پياده پا، رهسپار travel سفر کردن، مسافرت کردن، رهسپار شدن start عازم شدن، عزيمت کردن، رهسپار شدن pilgrim زوار، زائر، زيارت رو departee رفته، عزيمت کرده، مستعفي