رهسپار شدن معنی انگلیسی decamp quit part wend واژههای انگلیسی با این معنی proceed (پيش) رفتن، رهسپار شدن، عمل کردن travel سفر کردن، مسافرت کردن، رهسپار شدن start عازم شدن، عزيمت کردن، رهسپار شدن