روا معنی انگلیسی admissible authorized customary fair lawful legal permissible واژههای انگلیسی با این معنی allowable روا، جايز، پذيرفتني permissible روا، مجاز، جايز licit روا، مجاز، مشروع admissibly بطور قابل قبول چنانکه روا (يا جايز) باشد admissibll مجاز، روا. admissibleness بطور قابل قبول، چنانکه روا (يا جايز) باشد permit اجازه دادن به، مجاز کردن، روا کردن tolerate تحمل کردن، برخودهموار کردن، روا دانستن admissible پذيرفتني، قابل قبول، قابل تصديق admittable پذيرفتني، قابل قبول، قابل تصديق competent صلاحيت دار، صالح، داراي اهليت admissibility پذيرفتگي، مقبوليت، قابل قبول بودن homologate تصديق کردن، تصويب کردن، اعتراف کردن lawful قانوني، مشروع، شرعي legitimateness قانوني، مشروع، شرعي passable پذيرفتني، قابل قبول، ميانه admitance دخول، ورود، بار legitimate حلال زاده، درست، برحق