روغن دار معنی انگلیسی fat واژههای انگلیسی با این معنی greasily بطور روغن دار، باچربي، بشکل روغن ياچربي circulation oil روغن جريان دار oleaginous روغني، روغن دار vittate داراي راه راه هاي طولي.، روغن آوند دار، داراي روغن آوند fat فربه، چرب، روغن دار fattily فربه، چرب، روغن دار grnish مزين کردن، نقش رنگارنگ، کردن