ریز کردن معنی انگلیسی chop واژههای انگلیسی با این معنی balkanize ناحيه اي را بقطعات ريز تقسيم کردن (مثل، کشورهاي شبه جزيره بالکان). microminiaturize به اجزاي الکترونيکي بسيار ريز مجهز کردن، ريز مينياتوري کردن fragmentate خردکردن، ريز کردن، متلاشي کردن. granulate دانه دانه کردن، دان دان کردن، ريز کردن granulized دانه دانه کردن، دان دان کردن، ريز کردن lowercase حرف کوچک، حرف ريز، با حروف ريز چاپ کردن shred پاره، تيکه، ريزه sol. = solution، محلول، -1 فرآورده مايعي از يک يا چند ماده شيميائي poney تاتو، اسب کوتاه وکوچک، ريز