زحمت کشیدن معنی انگلیسی plod slog toil trouble واژههای انگلیسی با این معنی swink کار کردن، زحمت کشيدن، مشقت plod بسختي راه رفتن، جان کندن، زحمت زياد کشيدن grub کرم حشره، نوزاد، بچه مگس agonise عذاب دادن، معذب ساختن، متاثر کردن