زحمتکش معنی انگلیسی grub proletarian laborer toiler واژههای انگلیسی با این معنی lucubrator زحمتکش، دود چراغ خور. painstacking رنجبر، زحمتکش، زحمت workingman کارگر، مزدبگير، زحمتکش galley slave غلام پاروزن، مزدور، زحمتکش workhorse يابو، اسب بارکش، ادم زحمتکش. swink کار کردن، زحمت کشيدن، مشقت