زشت (سخن) معنی انگلیسی vulgarity واژههای انگلیسی با این معنی billingsgate سخن زشت، حرف بد، سخن بازاري indecent language سخن زشت، سخن ناشايسته foul language سخن زشت، فحش indelicate language سخن خارج از نزاکت، سخن زشت smut دوده، لکه اي از دوده، سخن زشت smuttiness دوده، لکه اي از دوده، سخن زشت dust-brand دوده، لکه اي ازدوده، سخن زشت ribaldry هرزگي، بدزباني، فحاشي dirt چرک، کثافت، چيزبي بها indecency ناشايستگي، زشتي، کار ناشايسته ordure نجاست، براز، زباله