زور دادن معنی انگلیسی jam press push واژههای انگلیسی با این معنی push پوش، هل دادن، از عقب زور دادن shove هل، پرتاب، تنه overstrain زياد زور آوردن به، فشار زياد بر، خسته کردن rescue رهايي دادن، رهانيدن، خلاص کردن (يا دادن)