زیر بار معنی انگلیسی laden واژههای انگلیسی با این معنی embarrassed with debts زير بار بدهي، گرفتار قرض stability under load تعادل زير بار saddled WITH debts زير بار قرض رفتن emcumbered with debts زير بار قرض يا بدهي weigh down زير بار خم شدن يا کردن. intolerant نا بردبار، زير بار نرو، متعصب overladen گرانبار، زير بار سنگين، سخت گرفتار brook جوي، جو، تحمل کردن intolerance نا بردباري، عدم تحمل، عدم قبول