زیره معنی انگلیسی sole tread واژههای انگلیسی با این معنی outsole زيره، تخت cummin seed زيره cummin زيره سبز، زيره سفيد، زيره cumin زيره سفيد، درخت زيره، زيره kummel کومل :عرق زيره، نوشابه الماني که زيره به ان ميزنند caraway درخت زيره سياه، کرويا fitches درخت زيره سياه، کرويا seed cake کلوچه تخم زده يا زيره زده patten يکجور رو کفشي که زيره چوبي داردوروي حلقه، اهني قرارگرفته است sole کف پا، زيره، تخت کفش seedcake کيک يا نان شيريني داراي دانه هاي خشخاش و، غيره، کيک زيره ambulated پا دار، داراي پا، زيره انداخته footed پا دار، داراي پا، زيره انداخته tinct. = tincture، تنتور، محلول الکلي يا هيدروالکلي که از يک داروي