سال به سال
معنی انگلیسی
annually
واژههای انگلیسی با این معنی
- annuallyy سال به سال، همه ساله، هر سال
- postmillennial وابسته به پس از هزار سال، پس هزاره اي
- novennial نه سالي به نه سال رخ دهنده
- octennial هشت سال به هشت سال رخ دهنده، هشت ساله
- ten year device وسيله اي که هر ده سال يک بار احتياج به، سرويس دارد
- postmillennialist معتقد به ظهور ثانوي مسيح پس از هزار سال
- postmillenarian معتقد به ظهور ثانوي مسيح پس از هزار سال.
- decennial ده ساله، ده سال به ده سال رخ دهنده
- pan american union اتحاديه پان امريکن، سازمان دولتهاي قاره امريکا که به سال، 1890 در واشنگتن تاسيس شد و هدف آن
- yalta conference کنفرانس يالتا، کنفرانسي که به سال 1945 در يالتا واقع، در شبه جزيره کريمه با شرکت روزولت
- persistent offender مجرم مصر به تکرار جرم، در CL هر گاه کسي پس از رسيدن به 21 سال، سه بار مرتکب جرايمي که مجازاتشان حبس
- versailles treaty پيمان ورساي، پيماني که در پايان جنگ جهاني اول به سال، 1919 در کاخ ورساي واقع در پاريس منعقد و
- fabianism فابيانيسم، نحله سوسياليستي معتدل که به سال 1884 در، انگلستان تشکيل شد و در واقع پايه حزب
- quindecennial هر پانزده سال يک بار، پانزدهه، به مدت پانزده سال
- midyear نيمه سال، امتحان نيمه سال.، وابسته به وسط سال
- warsaw treaty پيمان ورشو، پيماني که عنوان اصلي آن "پيمان کمک، متقابل اروپاي شرقي " است و به سال
- chapultepec پيمان چاپولتپک، اعلاميه صادره از طرف شرکت کنندگان، کنفرانس کشورهاي قاره امريکا به سال
- socialist international بين الملل سوسياليست، انجمن جهاني احزاب سوسيال دمکرات در، لندن که به سال 1951 تاسيس يافته است
- dumbarton oaks conference کنفرانس "دومبارتون اکس "، کنفرانس منعقده در ساختمان دومبارتون اکس، واقع در واشنگتن به سال 1944 که طي آن
- balfour declaration اعلاميه بالفور، منظور نامه اي است که آرتور جيمز بالفور، وزير خارجه بريتانيا به سال 1917 براي لر
- rapallo treaty قرارداد يا معاهده راپالو، قرارداد دوستي منعقده بين دولتين آلمان و، شوروي به سال 1922 در محل راپالو واقع در
- tricentennial هر سه قرن يک بار، هر سيصد سال يک بار، سيصد ساله
- potsdom agreement موافقتنامه پوتسدام، موافقتنامه منعقده بين امريکا و شوروي، و انگليس پس از پايان جنگ جهاني دوم
- Pythian اهل دلفي يونان، وابسته به ' اپولو '، هاتف.