سبد معنی انگلیسی basket panier pannier wickerwork واژههای انگلیسی با این معنی hamper سبد، زنبيل، ازکاربازداشتن wicker work سبد، جگن بافته، ترکه بافته ped سبد، زنبيل، پا. wisket سبد، زنبيل، دستگاه خراطي کوچک wicker-work سبد bushelbasket سبد گرد calathus سبد ميوه، نماد فراواني و باروري handbasket سبد دستي، سبد کوچک defensive board دفاع سبد upcourt سبد خودي bskt مخفف: سبد marketbasket سبد بازار swing basket سبد آبکشي panier سبد صندوقي، لول، ژوين زير دامن. straight away روبروي سبد hurdle سبد ترکه اي، چارچوب جگني، پرچيني که از بيد يا جگن بسازند basketful مظروف يک سبد corf سبد ماهي گيري perforated metal basket سبد فلزي مشبک wastebasket سبد کاغذ باطله، سبد زباله و خاکروبه، اشغال دان. waste-basket سبد کاغذ باطله، زنبيل watering pot سبد خرچنگ گيري basketwork هرچيز سبد مانند، داراي بافت يا طرح سبدي، زنبيلي waste basket سبد کاغذ بيکاره، سبد، زنبيل