سر به سر گذاشتن معنی انگلیسی badger bait bother bug chivvy chivy nettle trouble واژههای انگلیسی با این معنی tease سر به سر گذاشتن، جر زدن، اذيت کردن teasingly سر به سر گذاشتن، جر زدن، اذيت کردن fuck گاييدن، سپوختن.، سر به سر گذاشتن