سر خوردن معنی انگلیسی glide skid واژههای انگلیسی با این معنی glissaded (عمل) سر خوردن، سر فروريزي، ريزش slide (عمل) سر خوردن، سر فروريزي، ريزش gastronomy سر رشته خوراک خوردن، علم خوب خوردن، شکم پرستي stalement گره خوردن منجر به اعلام سر پا (کشتي) side slip يک برشدن يا سر خوردن (اتومبيل ومانندان)، بچه حرامزاده slid سريدن، سر خوردن، ليز خوردن bonk ضربه بر سر، خوردن سر به چيزي، صداي خوردن کله به چيزي antiskid treatment زبرسازي، عمل جلوگيري از سر خوردن gastronomist متخصص خوب خوردن، صاحب سر رشته درخوراک (خوردن) sealsking نوار پوست سگ ماهي زير چوب اسکي تورينگ، براي جلوگيري از سر خوردن بعقب gastrology علم شکم، سر رشته درخوب پختن ياخوب خوردن coordinated turn دورزدن هواپيما بطوريکه کنترلهاي مربوط، به دوران حول هر سه محور مورد استفاده، قرار گرفته و مانع سر خوردن هواپيما به lap vt آشاميدن، با زبان خوردن، سر کشيدن