سراسر معنی انگلیسی entirely fairly pan- through throughout واژههای انگلیسی با این معنی throughout سراسر، تماما، از درون و بيرون overwhelm سراسر پوشاندن، غوطه ور ساختن، مستغرق کردن all over winter (در) سراسر زمستان quits برابر، سراسر، سربسر all along درتمام مدت، سراسر panoptic همه نما، سراسر نما transoceanic عبور از اقيانوس، در سراسر اقيانوس، اقيانوس پيما wholly تماماً، بکلي، سراسر totally جمعا، کلا، سراسر thoroughly کاملا، تماما، سراسر quite کاملا، بکلي، تماما oecumenical وابسته به قاطبه مسيحيان جهان، عمومي، جامع even جفت، زوج، مسطح whole تمام، درست، دست نخورده