سرخی
معنی انگلیسی
color redness
واژههای انگلیسی با این معنی
- rose-red سرخي، گل سرخي، رنگ سرخ
- ruddiness سرخي، گلگوني
- rosacean گل سرخي، وابسته به تيره گل سرخ
- rosiness سرخي (بشره)
- rubicundity قرمزي، سرخي، گلگوني
- red ness قرمزي، سرخي
- peachiness نرمي، سرخي
- rose red سرخ، گل سرخي، رنگ سرخ
- bloom شکوفه، سرخي گونه، تابش
- areola هاله، سرخي يا حلقه دور زخم، حفره
- crepuscule شفق، سرخي بامداد يا شامگاه .
- acnerosacea (طب)، ورم و سرخي صورت و بيني در اثر افراط در، صرف مشروبات الکلي.
- merry dances سپيده دم، فجر، سرخي شفق
- aurora سپيده دم، فجر، سرخي شفق
- crepuscle فلق، شفق، سرخي بامداد ياشامگاه
- X. -1 نشانه هومئوپاتيک درجه اعشاري شدت اثر.، -2 مخفف واحد کينبوک مقدار پرتوي ايکس که معادل يکدهم، مقدار سرخي دهنده است.
- glow تابيدن، قرمزشدن، سوختن
- incandescing تابيدن، قرمزشدن، سوختن
- blush سرخ شدن، شرمنده شدن، خجالت کشيدن