سعادت معنی انگلیسی felicity fortune health interest seventh heaven weal welfare well-being واژههای انگلیسی با این معنی beatific سعادت اميز، مبارک کننده beatifically سعادت اميز، مبارک کننده beatification سعادت جاوداني، امرزش، عمل مبارک گرداندن ياسعادت دادن beatitude سعادت جاوداني، برکت beatified سعادت جاودانه بخشيدن، مبارک خواندن، امرزيدن beatifies سعادت جاودانه بخشيدن، مبارک خواندن، امرزيدن beatify سعادت جاودانه بخشيدن، مبارک خواندن، امرزيدن single blessedness (سعادت) بي زني يا انفراد felicities خوشي، سعادت، برکت felicity خوشي، سعادت، برکت bliss خوشي، سعادت، برکت blissfulness خوشي، سعادت، برکت blessedness خوشي، سعادت، خجستگي weal خير، سعادت، خوش بختي eudaimonism اخلاقياتي که منظور ان فراهم کردن خوشي و، سعادت است، اخلاقيات ارسطو. eudemonology گفتاردرسعادت انسان، مبحث اخلاقيات براي پيداکردن سعادت بشر prosperities خوشبختي، کامراني، کاميابي prosperity خوشبختي، کامراني، کاميابي welfare آسايش، رفاه، خير felicitous درخور، مناسب، مقتضي heaven اسمان، سپهر، گردون