سفارش کردن معنی انگلیسی counsel emphasize recommend واژههای انگلیسی با این معنی recommend سفارش کردن، توصيه کردن، شايسته دانستن enjoin سفارش کردن به، امرکردن، دستوردادن enjoinder سفارش کردن به، امرکردن، دستوردادن charge تصدي، عهده، گماشتگي indent دندانه دار کردن، کام دار کردن، سفارش دادن