سقوط کردن معنی انگلیسی drop fall plummet sink واژههای انگلیسی با این معنی crash land سقوط کردن هواپيما. lapse vi افتادن، سقوط کردن، برگشتن downfalls افتادن، سقوط کردن، ارزان شدن fall افتادن، سقوط کردن، ارزان شدن prolapse بيرون افتادن، سقوط کردن، پايين افتادگي tailspin سقوط، زوال، اضمحلال break down سقوط ناگهاني، درهم شکننده، فروريختن cross-trail فاصله عمود بين محل رها کردن بمب يا جسم، سقوط آزاد ديگر تا محل برخورد آن با زمين