سود معنی انگلیسی benefit boon gain interest proceeds profit return take takings واژههای انگلیسی با این معنی gain سود، منفعت، افزايش behoof سود، منفعت، مزيت profit سود، منفعت، فايده lucre سود، پول، مال profitless بي سود، ناسودمند، بي فايده gainless بي سود، بي فايده، بي منفعت bootless بي سود، بي فايده، بيهوده profit centre مرکز سود، واحد دخل و خرج کننده، قسمتي dividened سود سهام، سود قابل توزيع بين سهامداران، شرکت simple interest سود ساده، سود پول بر اساس سال 360 روزه . net profit سود ويژه، منفعت خالص cash dividened سود نقدي drive a benefit سود بردن make a profit سود بردن pure profit سود خالص excess profit سود اضافي tangible benefit سود محسوس capital gains سود سرمايه، اضافه ارزش سرمايه windfall profits سود اتفاقي، سود باد آورده loss and gain زيان و سود، ضرر و منفعت public utility سود همگاني، فايده عمومي normal profit سود متعارف، سود عادي gross profit سود ناخالص maximum profit حداکثر سود