سوراخ سوراخ
معنی انگلیسی
spongy
واژههای انگلیسی با این معنی
- hole سوراخ، گودال، حفره
- puncture سوراخ، سوراخ شدگي، پنچر
- abroach سوراخ، در جريان، فرورفته
- orifice سوراخ، ثقبه، دهانه
- mesh سوراخ، چشمه، شبکه
- foramen سوراخ، ثقبه، مجرا
- drill hole سوراخ، سوراخ مته
- fenestra سوراخ، روزنه
- perforated سوراخ سوراخ، سوراخ شده، منگنه شده
- alveolar سوراخ سوراخ، خانه خانه، حفره دار
- cancellous سوراخ سوراخ
- foraminiferous سوراخ سوراخ
- imperforate بي سوراخ، بي روزنه، منگنه نشده
- perforator سوراخ کن، منگنه، بليط سوراخ کن
- edge perforated لب سوراخ، با سوراخهاي لبه اي.
- broacher سوراخ کن، مطرح کننده .
- piercer سوراخ کن، مته
- pore سوراخ ريز، منفذ، مسام
- foraminated سوراخ دار، ثقبه دار، سوراخ سوراخ
- borehole سوراخ مته، سوراخ
- depth of borehole عمق سوراخ
- depth of hole عمق سوراخ
- diameter of bore قطر سوراخ
- rivet hole سوراخ پرچ