سوگواری معنی انگلیسی keen lament lamentation mourning واژههای انگلیسی با این معنی lament سوگواري، ماتم، زاري mourning سوگواري، ماتم، عزا (داري) jeremiad سوگواري، نوحه سرايي، سوگنامه lamentation سوگواري، عزادازي، زاري wellaway سوگواري، عزاداري، ماتم bewailment سوگواري، تعزيت mourn سوگواري کردن، ماتم دار بودن، ماتم گرفتن bemoan سوگواري کردن (براي)، گريه کردن (براي)، افسوسخوردن (براي) bewail سوگواري کردن (براي) mournfully با سوگواري سوگوارانه، عزادارانه، ماتم دارانه anniversaries جشن يا سوگواري ساليانه، سال گردش anniversary جشن يا سوگواري ساليانه، سال گردش menology سالنمايي که شرح اوليا در آن نوشته شده و، روزهاي جشن يا سوگواري را نشان ميدهد unwept ريخته نشده، جاري نشده، سوگواري نشده sorrow غمگيني، غم، اندوه befouling سياه، تيره، سياه شده black سياه، تيره، سياه شده