سوی معنی انگلیسی bearing current direction hand side turn ways _ behalf واژههای انگلیسی با این معنی towards سوي، بسوي، بطرف toward سوي، بسوي، بطرف to به سوي، بطرف، پيش leftward چپ سوي، چپ جاي onwards سوي جلو، بطرف جلو godwards سوي خدا، روبخدا inwards or inward سوي درون، بطرف داخل، بباطن hellward سوي دوزخ، سوي دوزخ بر، بدوزخ برنده ina northerly direction سوي شمال، بطرف شمال، شمالا northwardly سوي شمال، بطرف شمال، شمالي earthward سوي زمين، بطرف زمين eastwards سوي خاور، بطرف مشرق outwards سوي بيرون، بطرف بيرون، روبه بيرون occidentally سوي باختر، در باختر، بشيوه باختريان catcher's side سوي تحويل، سمت دريافت westwards سوي باختر، بطرف مغرب heavenwards سوي اسمان skyward سوي اسمان beyond the river ان سوي رود orad به سوي دهان، به طرف دهان يا دهانه shoreward به سوي ساحل، کرانسوي sternward به سوي پاشنه، به طرف عقب direction of thread سوي پيچش پيچ، جهت پيچ sunward به سوي خورشيد، روبه آفتاب