سک معنی انگلیسی dig goad neat prod واژههای انگلیسی با این معنی imbecile سک مغز، کودن، بي کله imbecilic سک مغز، کودن، بي کله puggle سک زدن، سيخ زدن sextant شش سک دايره، يکجور زاويه ياب که قوس 60 درجه اي دارد poodle يکجور سک که موهاي پيچاپيچ و بر پشتي دارد yerk سيخ زدن، سک زدن، برانگيزاندن prod سيخ زدن، سک زدن، سيخک jab مشت تيز، سک زني، سرنيزه زني cam بادامک، د?سک چرخان برا? تبد?ل حرکت دوران? به خط? goad سيخک، سيخ، سک burgundy ناحيه ي بورگاندي، گونه هاي شراب بورگاندي که سفيد و قرمز و، معمولا سک هستند . poke سيخ زدن، بهم زدن، هل دادن