سینما معنی انگلیسی cinema motion picture movie theater silver screen واژههای انگلیسی با این معنی kinema or cin سينما، تصاويرمتحرک، پيکرهاي جنبنده cinema سينما، تصاويرمتحرک cinematically سينما، تصاويرمتحرک motion picture سينما. filmgoer سينما رو، اهل فيلم وسينما filmdom صنعت سينما، جهان سينما moving picture فيلم سينما، سينما. screenland جهان سينما. picture palace جايگاه سينما، نمايش گاه تصاوير متحرک، سينما picturedrome جايگاه سينما، سينما، نمايش گاه تصاوير متحرک picture theatre جايگاه سينما، سينما، نمايش گاه متحرک cinephile دوستدار سينما، سينما دوست silver screen (ز.ع .- امر.) سينما، پرده سينما. stbtitle (در فيلم سينما) زير نويس، لقب فرعي، عنوان فرعي top billing بالاترين قسمت اگهي سينما، صدر اعلان. nickelodeon سينما که وروديه ي آن پنج سنت بود، جعبه ي موسيقي يا گرامافون پولي leading lady ستاره زني که نقش اول را درنمايش يا سينما، بعهده دارد. filmmaker فيلمساز، سينما پرداز، کارگردان kinematograph سينماتوگراف، دستگاه سينما، دوربين سينما movie تصويرهاي متحرک، شکل هاي سينما stardom ستارگي، ستاره شدن سينما وغيره . moviegoer سينمارو، کسي که اغلب به سينما ميرود film پرده نازک، فوف، ورقه