شاخ
معنی انگلیسی
horn tine
واژههای انگلیسی با این معنی
- horn شاخ، کرنا، بوق
- hornless بي شاخ
- ram's horn شاخ قوچ، قسمتي از استحکامات خندق، تور ماهيگيري
- tine بچه شاخ، دندانه، نوک
- muley بي شاخ.، گاو بيشاخ، گاو
- ceratoid شاخ دار، شاخ مانند
- mulley بي شاخ.
- hartshorn شاخ گوزن، ماده اي که پيشترازشاخ گوزن نرگرفته ازان، امونياک مي
- head on شاخ بشاخ، از سر، از طرف سر
- antler شاخ گوزن، بچه شاخ
- ammon's horn شاخ آمون
- olive branch شاخ زيتون، اولاد
- bleeding-glasses شاخ رگزني
- cupping-glass شاخ حجامت
- olive-branch شاخ زيتون
- occipital horn شاخ پس سري
- dehorn شاخ را کندن، بيشاخ کردن.
- dishorn بي شاخ کردن
- epiphysis شاخ استخوان
- foliature (شاخ و) برگ
- galeeny مرغ شاخ دار
- pollard جانور بي شاخ، گاوگوسفندوبز بي شاخ، درخت هرس کرده
- aphyllous بي شاخ و برگ، برهنه، بي برگ.
- foliaged شاخ و برگدار، شاخساري