شست
معنی انگلیسی
wash
واژههای انگلیسی با این معنی
- thumb شست، ابهام با شست چرک کردن يا ساييدن، چرک کردن ياساييدن
- hallux شست، شست پا، پنجه پشت پا
- thrumb شست، با شست سائيدن
- pollex شست
- big toe شست پا
- hammertoe شست کژي، شست چمبري، کژ شست
- thumbprint اثر شست، اثر شست گذاشتن.
- thumb print اثر شست، جاي شست
- slope wash شيب شست
- thrumb-print اثر شست
- thumb stall شست پوش
- thumbstall شست پوش
- outwash برون شست، يخاب رفت
- thumbscrew اشکلک شست، باشست پيچاندن.، شست شکن
- thumb screw اشکلک شست
- thumb-sucking شست مکيدن
- colobus ميمون بي شست
- bunion پينه (شست) پا
- finger-thumb opposition تقابل شست و انگشت
- pointe ايستادن روي شست پاها
- bowler's thumb درد شست توپ انداز (کريکت)
- thumbhole حفره اي که شست دران جا بگيرد، سوراخ شستي، نويسه نما
- twiddle (شست خود را) از بيکاري گرداندن، بيهوده (وقت) گذراندن
- manipulators گرفتن شمشير با شست و انگشت ابهام