شیر معنی انگلیسی faucet milk tap valve واژههای انگلیسی با این معنی tap شير، توپي، سوراخ lion شير، هژبر، شير نر milk شير، شيره (گياهي)، در داروسازي stopcock شير agalactous بي شير، کم شير، شيرکم کن agalaxy کم شير، قلت ترشح شير lion hearted شير دل tap water آب شير polygala شير گاه، شسرزا، جنس شير گياه milk sugar قند شير، ماده قندي شير lionet شير بچه، شير جوان gas jet شير گاز lime milk شير آهک milk fever لرز شير milkwarm شير گرم saccharum lactis قند شير tiglon ببر شير crud شير دلمه، شير بسته شده .، کثافت nursling or nurse شير خوار، کودکي به دست دايه يا پرستار سپرده شده است actescence نمود شير، نمايش شير، خاصيت شيري milkman شير فروش، مرد شير فروش. top milk رويه شير، سرشير، روشير. milk weed شير گياه، گياه پادزهر morse شير ماهي، گراز ماهي