صبر معنی انگلیسی patience واژههای انگلیسی با این معنی wait صبر کردن، چشم براه بودن، منتظر شدن يا بودن aloe درخت صبر، داربو، شبيار wait a bit اندکي صبر کن wait a little کمي صبر کنيد wait a second اندکي صبر کنيد، يک خرده صبر کنيد، يک دقيقه (يا نيم دقيقه) تامل کنيد wait a minute يک دقيقه صبر کنيد، اندکي صبر کنيد wait a minute يک دقيقه صبر کنيد pulque عرق صبر زرد مکزيکي. tempo-stroll variation وارياسيون صبر و انتظار (شطرنج) antsy دستپاچه، بي صبر lign alones چوب عود، صبر زرد waite پيشخدمتي کردن، صبر کردن، کمين patience شکيبايي، شکيب، بردباري impatient نا شکيبا، بي شکيب، ناصبور