صیغه معنی انگلیسی concubine واژههای انگلیسی با این معنی concubine صيغه، مرديازني که بدون عقدرسمي بامرديازن، ديگرزندگي ميکند formula of contract صيغه عقد odalisque کلفت يا صيغه، در حرم سلطان عثماني enallage بکاربردن صيغه اي بجاي صيغه ديگر pluralize جمع بستن، بس صيغه جمع دراورن، از چند سودرامد داشتن special contracts عقود معينه، منظور عقودي هستند که نام و صيغه خاص، و شرايط ويژه دارند first person اول شخص (مفرد يا جمع)، صيغه اول شخص (در افعال وضماير وغيره). hetaera جنده، فاحشه، صيغه hetaira جنده، فاحشه، صيغه desiderative ارزويي، تمنائي، صيغه تمني unipersonal واحد، داراي يک افنوم، منحصر بيک صيغه feminine مونث، زنانه، وابسته بزنان ablative كاهنده، مفعول به، مفعول عنه formula قاعده، دستور، نشان formulae قاعده، دستور، نشان