ضدعفونی
معنی انگلیسی
disinfection
واژههای انگلیسی با این معنی
- aseptic ضدعفوني، بي آلايش (از ميکروب يا عفونت)، پاک
- antisepticize ضدعفوني کردن
- asepticize ضدعفوني کردن
- disinfect ضدعفوني کردن
- disinfector ماده ضدعفوني کننده، ماده ضدعفوني
- cleaning station ايستگاه ضدعفوني مواد ش م ر، پست رفع آلودگي ش م ر
- supertropical bleach نوعي ماده ضدعفوني فوق العاده قوي مخصوص، مناطق حاره
- wallow course خندق مخصوص ضدعفوني خودروهايي که به مواد، ش م ر آلوده شده اند، خندق ضدعفوني خودروها
- disinfectant دافع عفونت، ضدعفوني، داروي ضدعفوني
- deodorize بوگرفتن از، ضدعفوني کردن
- halazone پودر هالوژن، پودر ضدعفوني آب مشروب
- sanitary napkin نوار بهداشتي، دستمال کاغذ ضدعفوني مخصوص قاعدگي، زنان.
- anti sepsis (طب)، جلوگيري از رشد و ازدياد ميکربها در اثر مواد، ضدعفوني.
- fumigation تدخين، دود دادن، بخور (دادن)
- fumigate بخاردادن، دود دادن، معطرکردن
- sol. = solution، محلول، -1 فرآورده مايعي از يک يا چند ماده شيميائي