ضمانت معنی انگلیسی bail guarantee guaranty sponsorship testimonial warranty واژههای انگلیسی با این معنی sponsion ضمانت، کفالت، تعهد guarantee ضمانت، تعهد، گروگان bail ضمانت، ضامن، ضامن (کسي) شدن suretyship ضمانت، کفالت، پاينداني gurantee ضمانت mainprise ضمانت sponsored by به ضمانت vouch ضمانت کردن، اطمينان کردن، تاييد کردن pecuniary liability ضمانت پولي، ضمانت، ضمانت جبران خسارت letter of indemnity ضمانت نامه، غرامت نامه guarantee period دوره ضمانت، مدت تضمين bail bond ضمانت نامه bail-bond ضمانت نامه express warranty ضمانت صريح limplied warranty ضمانت ضمني surety bond ضمانت نامه surety-bond ضمانت نامه bilable ضمانت بردار، قابل رهايي، قابل ضمانت. bailable ضمانت بردار bank guarantee ضمانت بانکي guaranties ضمانت (نامه)، وثيقه، سپرده guaranty ضمانت (نامه)، وثيقه، سپرده board exchange warranty ضمانت تعويض برد solidarities ضمانت نامه مشترک، مسئوليت مشترک، بهم پيوستگي