طالع معنی انگلیسی ascending fortune hazard horoscope omen renascent rising star واژههای انگلیسی با این معنی horsecope طالع، زايچه horoscope طالع نما genethlilogy طالع بيني، زايچه بيني hieromancy طالع بيني ازروي قرباني astrologically از روي علم نجوم يا طالع بيني ill starred بد اختر، بد طالع، بدبخت astrologer نجوم بين، طالع بين astrology نجوم بين، طالع بين fortune-teller فالگير، طالع بين soothsay فال گرفتن، طالع ديدن fortune-telling فالگيري، طالع بيني fortune teller فالگير، طالع بين. astrologic نجومي، وابسته به نجوم بيني يا طالع شناسي astrological نجومي، وابسته به نجوم بيني يا طالع شناسي fortune بخت، اقبال، طالع ascendent بالا رونده، بلندي، طالع assurgent فرازنده، برخاستگر، طالع genethliac زايچه اي، طالعي، طالع بين renascent تازه پيدا شده، تازه تولد شده، نو زاد nativities زايش، پيدايش، ولادت (مسيح) زايچه nativity زايش، پيدايش، ولادت (مسيح) زايچه stargazer کسيکه به ستاره ها خيره شده، منجم.، ستاره خوان fate سرنوشت، پيشاني نوشت، تقدير Chaldean کلداني، اخترشناس، فالگير