طریقه
معنی انگلیسی
ance _ method pattern system track wise
واژههای انگلیسی با این معنی
- solemn form طريقه رسمي، در CL تصديق وصيتنامه يا از طريق رسمي، يعني در دادگاه است يا از طريق غير رسمي
- lins-donawitz process طريقه ال دي، فرآيند ال دي
- power-press extrusion طريقه اشترانق پرس
- facture عمل يا طريقه ساختن هرچيزي، اجزا، فاکتور
- centralized control انجام کنترل به طريقه تمرکزي، کنترل تمرکزي
- sand cone method طريقه جابجايي ماسه (آزمايش)
- mechanical sweep مين جمع کردن به طريقه خودکار، مين جمع کني با وسايل مکانيکي
- linear speed روش محاسبه سبقت به طريقه خطي، سبقت خطي هدف
- brinell hardness test طريقه اندازه گيري سختي برينل
- clock method روش شمارش هدفها به طريقه ساعتي، روش شمارش در جهت عقربه ساعت
- pibal تعيين جهت وزش باد به طريقه بصري، ديدباني بصري، ديدباني بصري بالن
- avant garde پيشرو و موجد (سبک و طريقه هنري).
- rod float تعيين سرعت آب در کانال به طريقه جسم، شناور
- casuistically طريقه حل مشکلات اخلاقي ياوجدانيازروي، کتاب ديني ياقضاوت کسي
- stereocomparagraph دستگاه رسم خطوط ميزان منحني به طريقه، استريوسکوپي
- plenum method طريقه تهويه مکاني بوسيله بزورداخل کردن، هواي تازه دران هواي رابيرون کند
- subaqueous ranging طريقه اکتشاف و تعيين محل هدفهاي غيرقابل، رويت دريايي، تعيين محل هدفهاي دريايي نامريي
- sonne photography روش عکاسي به طريقه عکسبرداري از يک نوار، ممتد زمين
- horizontal clock system طريقه هواسنجي براي به دست آوردن جهت باد
- manner روش، طريقه، چگونگي
- shortcut راه ميان بر، طريقه اقتصادي، ميان برکردن.
- aerodynamic missile موشک ايروديناميکي، موشکي که به طريقه، ايروديناميکي کار مي کند
- method of measurment روش سنجش، طريقه اندازه گيري، متد اندازه گيري
- measuring method اسلوب سنجش، طريقه اندازه گيري