طفیلی معنی انگلیسی drone parasite sponger sycophant واژههای انگلیسی با این معنی tailer طفيلي، جاسوس، تعاقب کننده . tagalong طفيلي، انگل، موي دماغ. parasital انگل، طفيلي، مفت حور barnacle سرخاب، کشتي چسب (جانوري که به ته کشتي ميچسبد)، طفيلي لوس bloodsuckers سرخاب، کشتي چسب (جانوري که به ته کشتي ميچسبد)، طفيلي لوس sycophantic چاپلوس، متملق، مفت خور sycophant ادم چاپلوس، متملق، (ادم) مفت خور uninvited ناخوانده، دعوت نشده، نطلبيده footlicker آدم چاپلوس، متملق، انگل