دیکشنری فارسی

uninvited

UKʌninvaitid US'ʌnın'vaıtıd

معنی فارسی

ناخوانده دعوت نشده نطلبيده طفيلي

تعریف انگلیسی

adjective
  1. unwelcome and unwanted “uninvited guests” “uninvited thoughts”

مترادف‌ها

adjective
Unbidden, unasked.

واژه‌های دیگر با معنی «ناخوانده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن