دیکشنری فارسی

uninvited

UKʌninvaitid US'ʌnın'vaıtıd

معنی فارسی

ناخوانده دعوت نشده نطلبيده طفيلي

مترادف‌ها

adjective
Unbidden, unasked.

واژه‌های دیگر با معنی «ناخوانده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن