uncalled UKʌnkɔːld USən'kɔld معنی فارسی ناخوانده واژههای دیگر با معنی «ناخوانده» uninvited ناخوانده، دعوت نشده، نطلبيده obtrusion دخول ناخوانده، دخول سرزده، تصديع obtrusiveness دخول ناخوانده، مزاحمت، فضولي gate crasher ميهمان ناخوانده . gate-crasher مهمان ناخوانده درمجلس رقص ومانندان unbidden نفرموده، ناخوانده، دعوت نشده intrudingly سرزده، ناخوانده، فضولانه crasher خرد کننده، ناخوانده . obtrusively فضولانه، بطور سرزده، ناخوانده officious فضول، فضولانه حاضر خدمت، ناخوانده حاضر خدمت