طیب معنی انگلیسی pure واژههای انگلیسی با این معنی lief به طيب خاطر unspontaneous بدون طيب خاطر، زورکي spontaneous ناشي از طيب خاطر، خود بخود، خود unprompted ناشي از طيب خاطر، خودبخود، بي اختيار physician پزشک، طيب، حکيم spontaneity خود بخودي، صرافت خود بخود، خود رويي voluntarily داوطلبانه، از روي ميل، با اراده accord (.vt.& vi): جورکردن، وفق دادن، اشتي دادن