ظهر
معنی انگلیسی
noonday noontime midday noon
واژههای انگلیسی با این معنی
- noon ظهر، نيمروز، اوج
- noontime موقع ظهر، نيمروز.
- endorseer ظهر نويس
- post meridiem بعداز ظهر، پس از نصف النهار
- postmeridiem بعداز ظهر، پس از نيمروز .
- indorsement ظهر نويسي
- midnoon بعد از ظهر
- antemeridiem قبل از ظهر .
- afternoons هر بعد از ظهر، اغلب بعد از ظهرها
- qualified indorsement ظهر نويسي مقيد، ظهر نويسي برات يا سفته با ذکر مطلبي که، مسئووليت ظهر نويس را نسبت به آن چه
- antemeridian پيش از ظهر (ي)
- endorsement in full ظهر نويسي کامل
- matinee نمايش بعداز ظهر، جشن بعداز ظهر، موزيک بعداز ظهر
- rope yarn sunday بعد از ظهر آزاد، بعد از ظهر روز تعطيل (دريايي)
- restrictive indorsement ظهر نويسي مشروط، پشت نويسي مقيد
- morning call ديدني بعداز ظهر
- forenoon watch پاس قبل از ظهر (دريايي)
- merienda غذاي سبک بعد از ظهر يا سرشب، عصرانه
- blank endorsement ظهر نويسي بدون ذکر نام حامل
- underwrite policy بيمه نامه را ظهر نويسي کردن
- endorsement in blank ظهر نويسي به وسيله امضاء تنها
- true bill اعلام جرمي که هيئت منصفه در ظهر ان صحه، گذارند.
- black endorsement براتي که در وجه حامل ظهر نويسي شده باشد
- week end آخر هفته (ازشب شنبه يا ظهر شنبه تا دوشنبه)